كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
739
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
أَ فَلَمْ يَسِيرُوا آيا نرفتند و نمىروند قوم تو و سير نمىكنند فِي الْأَرْضِ در زمين يمن و شام تا آيات عذاب در مصارع منكران مشاهده كنند و عبرت گيرند فَتَكُونَ لَهُمْ پس باشد ايشان را قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ دلها كه تعقل كنند بِها به آن چيزى را كه سبب استبصار يا مؤدى باعتبار باشد أَوْ آذانٌ يَسْمَعُونَ يا باشد ايشان را گوشها كه بشنوند بِها بدان خبرهاى امم ماضيه وقائع ايشان را فَإِنَّها پس قصّه اين است كه لا تَعْمَى الْأَبْصارُ نابينا نمىشود ديدههاى حس يعنى در مشاعر ايشان خلل نيست همه چيز مىبينند وَ لكِنْ تَعْمَى و ليكن نابينا مىشود از مشاهده اعتبار الْقُلُوبُ الَّتِي آن دلها كه هست فِي الصُّدُورِ در سينها يعنى چشم دل ايشان پوشيده است از مشاهده احوال گذشتگان لا جرم بدان عبرت نمىگيرند نظم چشم دل بكشا ببين بىانتظار * هر طرف آيات قدرت آشكار چشم سر جز پوست خود چيزى نديد * چشم دل در مغز هر چيزى رسيد وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ و شتاب مىخواهند از تو كافران مكه چون نضر بن حارث و اضراب او يعنى تعجيل مىنمايند بِالْعَذابِ نزول عذاب موعود وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ و خلاف نخواهد كرد خداى تعالى وَعْدَهُ وعده خود را كه در انزال عذاب ايشان فرمود وَ إِنَّ يَوْماً و به درستى كه روزى از روزهاى شما عِنْدَ رَبِّكَ نزديك پروردگار تو كَأَلْفِ سَنَةٍ مانند هزار سال است مِمَّا تَعُدُّونَ از آنچه مىشمريد يعنى نزد خداى تعالى يك روز و هزار سال برابر است زيرا كه حكم زمان برو جارى نيست پس وجود و عدم و قلّت و كثرت نزديك او يكسان است هرگاه كه خواهد عذاب فرستد و بر استعجال زمان عقوبت هيچ اثرى مترتب نگردد فرد تا نرسد وعده هر كار كه هست * هر چند كنى جهد به جائى نرسد وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ و چندين از دهها يعنى اهالى آن كه من به محض رحمت رحمانيت أَمْلَيْتُ لَها مهلت دادم اهل آن را بتاخير عذاب وَ هِيَ ظالِمَةٌ و حال آنكه اهل آن قريه يعنى مردم درو ستمكار و كافر بودند و مهلت به جهت آن بود كه توبه كنند و به حق بازگردند ثُمَّ أَخَذْتُها پس بگرفتم ايشان را چون توبه نكردند بعذابى سخت در دنيا وَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ و بسوى من است بازگشت در آخرت و آنجا نيز به جزا خواهند رسيد قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ بگو اى آدميان إِنَّما أَنَا لَكُمْ جز اين نيست كه من مر شما را نَذِيرٌ بيمكنندهام مُبِينٌ هويدا يا آشكاراكننده آنچه بدان بيم مىكنم . سودى نكند يارى هر يار كه هست .